
|
* لا حَولَ و لا قُوَّةَ الّا باللهِ العَلیِ العَظیم *
* و "رها " ... همچون نام زیبایش ... چه رها گونه ... آهسته در گوشم زمزمه کرد ... تا تکرار کنم ...
" من این ریسمان را پاره می کنم ، شاید گره ای بخورد ، تا به تو نزدیک تر شوم ... "
و بدین زمزمه ی رهایی ... مرا از خیال نا آسوده ی این گسستگی ... رهانید ... و من اکنون آزادم ... شاید که ... ریسمان گسسته ام گره ای بخورد تا ...
...... ..... .... ... .. . .. ... .... ..... .....
* چه کسی می تواند هدیه ای قابل تر از "دعا" به من ِ محتاج اعطا کند ...؟!!! * و چه کسی قابل تر از دست مولاست ... تا هدایایتان را تا عرش بالا برد ...؟!!! * و چه کسی مهربان تر از خداست ... تا بسته ها را بگشاید ...؟!!! ....... چشم انتظارم ... .......... خداوندا .... چند بسته برای گشودن دارم ؟!!!
+تاریخ چهارشنبه 1388/08/06ساعت 0:57
نویسنده آسمان
|
|